روزنامه جوان
1397/02/01
دادگاه علنی طبق قوانین امریکا و فرانسه برگزار کنید!
به سراغ قوانين امريكا، انگليس، آلمان، فرانسه و كانادا، كشورهايي كه در تمام دنيا و بهخصوص ميان روشنفكران كشورمان به عنوان مهد آزادي و تمدن شناخته ميشوند، برويم و بيهيچ پيشداوري و قضاوتي ببينيم سرپيچي مجرم، متهم يا حتي يك شهروند عادي در برابر دستور پليس در قوانين اين كشورها چه تبعاتي را براي شخص استنكافكننده در بر خواهد داشت. حالا بازگرديم به ماجرايي كه طي روزهاي اخير فيلمش در فضاي مجازي در سطح گستردهاي منتشر و دستبهدست ميشود؛ فيلم درگيري پليس و خانمي كه بهواسطه رفتار خلاف عرف اجتماعياش مجرم شناخته ميشود. در كنار مجرمي كه از دستور پليس سرپيچي ميكند، خانم ديگري پنهاني از ماجرا فيلمبرداري ميكند و در نهايت اين فيلم براي موجسواري و جريانسازي در اختيار شبكههاي معاند قرار ميگيرد. همه بخشهاي اين سناريو كامل است؛ سناريويي كه از مدتها قبل از سوي يكي از چهرههاي شناخته شده اپوزيسيون در قالب برنامههاي گوناگون و در مقاطع مختلف طراحي و اجرايي شده است؛ از آزاديهاي يواشكي گرفته تا چهارشنبههاي سفيد و دختران خيابان انقلاب. حالا اين سناريو به ساخت مستندهاي تقطيع شده از برخورد پليس با بدحجابان منتهي شده است. جالبتر از همه اينكه برخي چهرههاي داخلي هم خواسته يا ناخواسته با جريان خارجنشين همصدا شدهاند و در تنور دوقطبيسازي جامعه با تكيه بر موضوع حجاب دامن ميزنند، درحاليكه اين ماجرا اصلاً چيز پيچيدهاي نيست يا لااقل اينقدرها درخور پيچيدن نيست. «با ثبت چنين خشونتي وقت آن است كه حجاب اجباري براي هميشه از بين برود»؛ اين تنها تأكيد مسيح علينژاد، ليدر خارجنشين جريانهاي براندازي عليه كشورمان نيست. وي كه با گرفتن دستمزدهاي چندين هزار دلاري براي برهم زدن ثبات و ايجاد نافرمانيهاي مدني به نفع ضربه زدن به نظام سياسي كشورمان در گفتوگويي چهار دقيقهاي با شبكه بيبيسي چندينبار اين جمله و جملات مشابهي نظير اين را به كار ميگيرد. زنان و دختران را به نافرماني مدني تشويق ميكند و از تازهترين بخش سناريواش پرده برميدارد؛ «دوربين ما، اسلحه ما.»علينژاد با اين جمله مصاحبهاش را به پايان ميبرد، اين خشونت محض اگر قرار است پيگيري شود بايد قانون حجاب اجباري از بين برود. همين مصاحبه كافي است تا دريابيم آنچه تحت عنوان فيلم بدرفتاري مأمور پليس با يك خانم بدحجاب منتشر شده بخشي از يك سناريوي از پيش تعيين شده است. سناريويي كه همه چيزش حساب شده و از پيش تعيين شده به نظر ميرسد. حمايت قانون قانون در همه جاي دنيا از كسي كه لباس نيروهاي برقراركننده نظم و امنيت در جامعه را بر تن دارد، حمايت ميكند و يك مجرم، متهم يا حتي يك شهروند عادي بايد از دستور پليس تبعيت كند، اما اينجا نه فقط تبعيتي در كار نيست، بلكه مجرم آغازگر درگيري با مأمور قانون است. جالب اينجاست كه اين ماجرا از سوي برخي چهرههاي خاصي كه هميشه نقش اپوزيسيون را در جامعه ايفا ميكنند اينبار هم مصادره به مطلوب شده تا هم دل اپوزيسيون خارجنشين را بهدست بياورند و هم بتوانند برخي از طرحها و تصويب لوايح پر اشكال و پرحاشيهاي همچون لايحه منع خشونت عليه زنان را با كمترين مخالفي از سوي منتقدان به ثمر برسانند. حمايتهاي معاونت زنان و خانواده رئيسجمهور يا مشاور دكتر روحاني در امر حقوق شهروندي و دستور وزير كشور براي برخورد با مأمور گشت ارشاد موضوعاتي است كه رضايت مسيح علينژاد را در پي داشته و در مصاحبهاش با شبكه بيبيسي فارسي به آنها اشاره ميكند. بگذريم از اينكه چرا چنين موضوعي اين همه براي بيبيسي مهم ميشود، آن هم در شرايطي كه ويدئوهاي مختلفي از برخوردهاي پليس با معترضان در سراسر دنيا منتشر ميشود يا اوج تبعيض و ظلم به زنان را در كشورهايي همچون عربستان شاهديم، اما اين چنين اتفاقات هيچگاه موضوع برجستهسازيهاي اين شبكه نيستند. بازخواني يك سناريو براي اثبات سناريوي از پيش تعيين شده براي ساخت چنين فيلمي توجه به چند نكته حائز اهميت است؛ اول اينكه چرا از بين چندين دختري كه وضعيت حجابشان مشابه است، تنها پليس با يكي از آنها درگير ميشود. آمادگي يكي از افراد اين جمع براي فيلمبرداري نامحسوس از ماجرا هم خود حكايت از برنامهريزي شده بودن ماجرا دارد. ناسزاگويي از سوي دخترها آغاز ميشود و صداي جيغهايي كه خارج از صحنه و براي افزودن بر بعد احساسي ماجرا شنيده ميشود. مأموران ديگري كه در صحنه حضور دارند هم به صورت عادي ايستادهاند و وارد ماجرا نميشوند؛ چراكه درگيري چنداني صورت نگرفته است. فيلم نيز وقتي وارد فاز درگيري ميشود تصويري مبهم با سروصداي زيادي است كه از سوي يكي، دو نفر توليد ميشود و همين سر و صداهاست كه درگيري مأمور نيروي انتظامي و دختر بدحجاب را القا ميكند.
جزئيات جديد اين حادثه حكايت از آن دارد كه دختران جوان چهار نفر بودهاند يكي از آنها كه لباس سفيد به تن داشته و در فيلم مشخص شده است، اقدام به كشف حجاب كرده و با يك نفر ديگر از دوستان خود پس از كش مكشي كوتاه از صحنه خارج ميشوند. براساس اطلاعات موجود دختر جوان سومي كه اقدام به فحاشي ميكند با چنگ زدن به صورت مأمور زن گشت ارشاد صورت وي را زخمي میکند و حتي در اين برخورد انگشت دست مأمور زن شكسته ميشود. اين اتفاق در تاريخ ۲۰ فروردين ماه يعني ۹ روز قبل از پخش ويدئوي موردنظر در پارك طالقاني تهران رخ داده است، اما چهارشنبه شب پس از 10 روز تصاوير آن پخش ميشود. اين تأخير چند روزه شايد براي بررسي و برنامهريزي دقيقتر براي به ثمر رسيدن سناريوي تازه باشد.
اين گزارش به دنبال آن نيست كه رفتار نيروي انتظامي و واكنشي را كه در برابر اين ماجرا داشته است، توجيه كند؛ چراكه احتمالاً پليس ميتوانست رفتار مناسبتري اتخاذ كند؛ نكته اينجاست كه در همه جاي جهان اگر فردي با مأمور پليس گلاويز شود، ناسزا بگويد و روي لباس خود دوربين نصب كند و فيلم بگيرد تا با انتشار آن مردم را فريب بدهد، مجازاتي بسيار سختتر از مجازات مأموري دارد كه در چنين درگيرياي خويشتندارياش را از دست بدهد و رفتاري خلاف عرف داشته باشد. حرف اين گزارش آن است كه هم با مأمور خاطي و هم با مجرمان اين حادثه بر اساس قانون هر كشوري كه منتقدان به آن باور دارند، رفتار شود.
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه
هديه روحاني به سپاه در روز ارتش!
اسد لژيون د آنر را به متجاوز دروغساز جنايتکار پس داد
شيب خروج از برجام تند شد
جشنواره فجر يا جشنواره قجر؟!
فرانسه با اعتراضات 133 شهری فلج شد
دادگاه علنی طبق قوانین امریکا و فرانسه برگزار کنید!
عنصر انگلیسی – آلمانی در حمله شیمیایی دوما
پژواک صدای دشمنان نشوید
اسد لژيون د آنر را به متجاوز دروغساز جنايتکار پس داد