روزنامه فرهیختگان
1397/01/30
دشواریهای هگلخوانی
به هرکدام از فلاسفه غربی که بخواهیم نزدیک شویم ناخودآگاه با دو مدخل اصلی روبهرو میشویم. راه گریزی نیست؛ درنهایت ما باید از مطالعه اثر به فهم نویسنده آن پی ببریم. تنها میتوان به زندگی در دنیای برساخته از اندیشه نویسنده که حاصلش غالبا چند صفحه کاغذ بهعنوان کتاب است، نزدیک شد. در این میان فهمیدن حقیقت فهم هگلی از آنجایی که هگل ذاتا ثقیلالفهم بوده جایگاه ویژهتری دارد. اینکه از دالان مطالعه متن به یک فهم جامع از فیلسوفی «دشوار فهم» برسیم باعث شده در این مورد چند سطری بنویسیم. اما دلیل دیگری که میتواند مساله هگل را بیشتر مطرح کند، علاقه جامعه آکادمیک کشور به مساله هگل، آن هم درمواجهه ایرانیان با اوست. این اهمیت، نگارنده را وادار کرد درخصوص دشواریهای پیشروی «هگلخوانی» در ایران بیشتر بنویسد. برای ورود به بحث، باید خاطرنشان کرد که عموما پژوهشگران حوزه اندیشه برای مطالعه دقیق از آثار فلاسفه غربی چارهای جز دو روش اصلی ندارند، یا باید در فضای دانشگاهی و آکادمیک از طریق برخی مفسران و معلمان، فلسفه هگل و امثالهم را بیاموزند یا به ناچار باید خود در مقام یک مرجع، از دهلیز زبان اصلی فیلسوف دل به دریای واژگان او بزنند و شط رنج را به تنهایی بگذرانند. با این وجود هگل و متونی چون پدیدارشناسی روح او، کار را از ورطه یک شط بالاتر برده و آن را بیشتر شبیه به یک اقیانوس کرده است. برای دسته دوم از هگلخوانان (معتقد به اهمیت مرجع) باید این نکته را مطرح کرد که عموم هگلپژوهان معتقد هستند آثار این فیلسوف آلمانی ذاتا دشوار و سختترجمه بوده و راه به دالانهای پرپیچ و خمش را کار هر پژوهشگری نمیدانند. به همین جهت پیشنهاد میشود عموما کتب اصلی هگل را نسبت به نوع ویراستاری و پاورقیهای آن انتخاب کنید [در زبان اصلی]. اینکه هر کتاب هگلی متعلق به اوست و تفاوت در نوع نشر و گردآوری یک حیله تجاری است، سخن منصفانهای به نظر نمیرسد. در گام دوم جستوجو درخصوص یک واژهنامه تاریخی که در آن ریشهیابی کلمات به درستی انجام داده است نیز بسیار اهمیت دارد؛ بهطور مثال واژهنامه ریتر (Joachim Ritter) یکی از بهترین نمونههای مرجع بهعنوان واژهنامه تاریخی – فلسفی برای هگلدوستان بهمنظور فهم تفکر این فیلسوف آلمانی آن هم به روش انفرادی و غیرآکادمیک است. نکته مهم دیگری که در خوانش آثار هگل پیشنهاد میشود، ترتیب مطالعه آثار اوست. اصولا دو اثر «علم منطق» و «پدیدارشناسی روح» به دلیل ثقیلالفهم بودن نباید بهعنوان آثار اولیه برای هگلخوانی انتخاب شوند. شاید مطالعه «درسگفتارهای هگل» برای شناخت بهتر از ادبیات مورد استفاده او و همچنین از ریشهیابی کلمات بسیار مفیدتر باشد. البته این مطلب نسبت به میزان تسلط خواننده به ادبیات و زبان آلمانی و همچنین انتخاب نوع ویراست اثر متفاوت است. دیگر وجهی که هگل و متن آن را در روش دوم مطالعه او (انفرادی) سختتر کرده است، استفاده هگل از جملات بسیار بلند است، این فضا آنقدر در متون هگل دیده شده که بعضا توسط مترجمهای داخلی نیز عینا تکرار شده و گویی مترجم سعی بر خرد کردن جملات نکرده است. البته این قصور از جانب مترجم نیست بلکه بیشتر از تالیف جملات است. جملات به قدری زنجیروار به هم متصل هستند که در اکثر موارد قابلیت جداسازی و تکهتکه شدن را ندارد. البته نباید فراموش کنید تنوع زبان آلمانی باعث شده است هگل از این عبارات به راحتی استفاده کند. وقتی به پدیدارشناسی هگل میرسیم این دشواری دوچندان میشود. موضوع بحث و همچنین درهمتنیدگی موضوع و محتوا و ممارست امروزی فهمیدن مفهوم پشت متن باعث شده است پدیدارشناسی هگل، گاهی همراه با تناقضاتی باشد. اصولا هگل این توانایی منفی را دارد که اصطلاح مشخصی را در کابردهای دیگر، آنقدر به صورتهای مختلفش نمایان کند که آن مفهوم دچار گسست و زایشی نو شود. این زایش نو، عموما جنبه مثبتی ندارد و بر سردرگمی و دشواریهای متن بیشتر میافزاید. برای درک بهتر این مثال کافی است به ترجمههای پرتعدادی که از پدیدارشناسی روح در ایران به چاپ رسیده، مراجعه کنید. یافت دهها اصطلاحی که شاید در کنار هم ارتباطی به یکدیگر نداشته باشند اما همه از یک متن مادر ترجمه شدهاند نشاندهنده عوارض منفی این صورت وضعیت است. حتی در برخی ترجمههای پدیدارشناسی شاهد آن هستیم که نه در صورت بلکه در مفهوم هم تناقضات فاحشی وجود دارد و این خود مبین این مطلب است که حتی مترجمان هم به میزان فهم خود توانستهاند متن هگل را درک کنند. این بلاتکلیفی برای گروه اولی که با وجود واسطهها میخواهد هگل را درک کنند آینده کدری را نمایش میدهد. مطالعه آثار فارسی هگل از کدام مدخل؟ فهم هگل از کدام استاد؟ حال اینکه برخی اساتید مبلغ فلسفه هگل درخصوص ادبیات و زبان آلمانی تسلط بسیار کمی دارند و برخی (حتی دانشجویان و فلسفه دوستان) بر حسب ترجمه آثار آلمانی هگل به انگلیسی، سعی در درک فلسفهاش کردهاند. این درحالی است که فلسفهپژوه با این روش نیز، خود را در شرایط دوچندان دشوار از عدم درک آثار هگل بالاخص پدیدارشناسی روح او قرار میدهد (بهواسطه درگیری با اشتباهات ترجمه از متن آلمانی به انگلیسی). در پایان باید با این فرض روبهرو شد که ما برای درک بهتر فلسفه هگل (و هر فیلسوف غربی دیگری) ناچار به وسعت دادن به فهم زبانی خود هستیم تا به ناچار در دام برخی افرادی که مدعی درک درست از هگل هستند، نیفتیم. اصولا فهم فیلسوفی چون «هگل» و آثار او مستوجب مرارتهای بیشماری است و غلبه بر همین دشواریهاست که لذتبخش است.
سایر اخبار این روزنامه
جناحبازی در وزارت اطلاعات گناه است
تحقیر و منزلت با اشتراک چند تصویر
چرا افراد خاص امضای طلایی واردات دارند؟
ارتش عربــیِ آمریکا
کارگردان اسنودن در تهران، شبیه فیلمهایش حرف خواهد زد؟
چرا رفتی؟!
چالش خرید کالای ایرانی در سوغات دانشجویان از عراق
«سرود ایرانی» در روسیه
دشواریهای هگلخوانی
بسیاری از نیروهای ارتش داوطلب حضور در سوریه هستند
هر آموزشکده به یک قطب مهارتمحور تبدیل میشود
پیام سیاسی تغییرات در بهشت و میرداماد چیست؟
سیاسیکاری و تکرار کابوس شورای اول
دلایلِ اقتصادی گرانی دلار